گر اميد وصل باشد، همچنان دشوار نيست
نوک مژگانم به سرخي بر بياض روي زرد
قصه دل مي نويسد حاجت گفتار نيست
نیازارم ز خود هرگز دلی را
که می ترسم در آن جای تو باشد
نداره رنگي از خوشي دقيقه هاي موندنت
نگاه سردتو بگير بريدم از نگاه تو
نمي تونم که جون بدم به جرم هر گناه تو
ميرم که از نبودنت به حس بودن برسم
ميرم که تو فکر نکني پرنده اي تو قفسم
اگه يه وقت دلت گرفت براي بچه بازيام
خيال نکن صدام کني دوباره باز پيشت ميام
بدون که رفتنم ديگه براي بي تو بودنه
تموم آرزوي من به جاده دل سپردنه
...!شکست ها از ما انسان های توانمند تری می سازد !
ما بهترین درس ها را در زمان سختی ها آموخته ایم !
مي خوام برم بدون تو
مي خوام برم بدون تو ، بدون حس بودنت
نداره رنگي از خوشي دقيقه هاي موندنت
نگاه سردتو بگير بريدم از نگاه تو
نمي تونم که جون بدم به جرم هر گناه تو
ميرم که از نبودنت به حس بودن برسم
ميرم که تو فکر نکني پرنده اي تو قفسم
اگه يه وقت دلت گرفت براي بچه بازيام
خيال نکن صدام کني دوباره باز پيشت ميام
بدون که رفتنم ديگه براي بي تو بودنه
تموم آرزوي من به جاده دل سپردنه
...!نیازارم ز خود هرگز دلی را
که می ترسم در آن جای تو باشد

